آفات و بیماری های عمده جنگل
نابودی جنگل همیشه با دخالت مستقیم و
غیر مستقیم انسان بوقوع پیوسته است .
به عنوان مثال با انجام بهره برداری بی
رویه و قطع یکسره در جنگل شرایط بروز سیل و طوفان
و همچنین تشدید بیماری ها و آفات فراهم
گردیده است .
ازجمله آفات و بیماری های عمده جنگل در مازندران
:
1- جوانه خوار بلوط (Tortix viridana )
این آفات بیشتر در درختان بلوط دیده می
شود .
۲- پروانه خانواده( Geametrida )
این آفت در درختان جنگلی از جمله انجیلی ، ممرز ، راش و...
3- ابریشم باف ناجور( Lymantria dispar )
این آفت و بیماری بر روی درختان جنگلی
از قبیل بلوط ، ممرز ، انجیلی و انواع سوزنی برگان دیده می شود .
4- شپشک پنبه ای راش( Cryptococcus fagi )
این بیماری بر روی درخت راش دیده می شود
.
5- مرگ هلندی نارون : این آفت و بیماری
که بر روی درختان جنگلی از قبیل ملج و اوجا و آزاد دیده می شود که طی چند سال اخیر
اغلب درختان از خانواده نارون را از بین برده و نسل این درختان در حال انقراض است
و باید بیشتر به این درختان توجه شود .
6-خشکیدگی زربین ( Diplodia pinea
)
این بیماری در درختان زربین دیده می شود
و می توان زربینستان حسن آباد چالوس را نام برد این جنگل باستانی در تحدید این
بیماری قرار دارد .
7- لکه فیری افرا( Rhytisma
acerinum )
این لکه بیشتر در درختان افرا (پلت ،
شیردار ، کرب ) دیده مشود .
8- دارواش( Viscum . sp )
این بیماری نیمه انگلی بیشتر در درختان
ممرز ، انجیلی ، نمدار دیده می شود که چویانان و دامداران از آن برای تغذیه دام
خود استفاده می کنند .
9- قارچ عسلی ( Armillaria
mella )
این قارچ بیشتر در درختان ممرز، افرا ، کلهو و توت دیده می
شود
ارزش جنگل
ارزش جنگل
جنگل به عنوان یکی از ذخایر حیاتی و ثروت عظیم و خدادای است
که با استفاده صحیح و موثر از آن می توان زمینه های رشد و توسعه اقتصادی را به
ویژه در صنایع مربوط به کاغذ و چوب فراهم ساخت .
جنگل ها بر خلاف سایر منابع که پس از مدتی بهره برداری به
اتمام می رسند چنانچه اگر از روی اصول و ضوابط صحیح مورد استفاده قرار گیرند نه
تنها تمام شدنی نیست بلکه به عنوان ثروت دائمی تلقی می شود اما متآسفانه همین
مختصر ثروت دائمی و ملی خدادای همیشه به طرق مختلف چون چرای دام ، تخریب و قطع بی
رویه چوپانان ، تبدیل اراضی جنگلی به زمین های مزروعی و باغات و در نهایت ساخت و
ساز مسکونی مدت هاست که ضربات شدیدی به این کارخانه عظیم اکسیژن وارد گردیده است .
جنگلها به طور کلی در توسعه اقتصادی کشورها دارای سه نقش
عمده حفاظتی و زیبایی و بهداشتی و تولید دارند در بیابان نقش حفاظتی می توان گفت
که به عنوان نوعی پوشش نباتی در جلوگیری از پدیده های مخرب مفید قلمداد می شود .
سرخدار درختي است هميشه سبز با طول 10 الي 20 متر ارتفاع كه
در جنگلهاي شمال از ارتفاع 900 تا 1400 متر از سطح دريا در اشكوب مياني و فوقاني
جنگلها رويش دارد. بومي اروپا و شمال آفريقا بوده و در اغلب جنگلهاي شمال ايران از
آستارا تا گرگان ديده مي شود. درختي است دو پايه داراي تنه صاف كه تا قطر يك متر
نيز رشد مي نمايد.
اين درخت تا حدي سايه پسند و از سوزني برگان فاقد صمغ مي باشد. برگهاي آن باريك و
كشيده و گلهاي نر آن مجتمع و خوشه مانند داراي 6 تا 14 پرچم و گلهاي ماده آن منفرد
شامل يك براكته منحصر به فرد و پياله مانند كه در ابتدا براكته ها سبز تدريجاً به
رنگ قرمز در مي آيند. برگهاي درخت سرخدار سمي بوده و مصرف آن براي دامها بسيار خطر
ناك مي باشد. ميوه آن پسته مانند اريل كه به رنگ سرخ و شيرين و خوراكي است. تكثير
اين درخت توسط بذر و قلمه امكان پذير است.
در روستاهاي حاشيه درياي خزر اين درخت به نامهاي محلي سرخدار ـ سرخه دار ـ سخدار ـ
سوختال ـ سوردار ـ سلوار و حبوا معروف مي باشد.
عمر اين درخت از 1000 تا 2000 سال مي رسد و در دنيا بعنوان گياهان زينتي و همچنين
ساخت وسايل تزئيني مورداستفاده قرار مي گيرد. جهت جلوگيري از تخريب ونابودي اين
گونه ارزشمند در حال حاضر جزو درختان حفاظت شده است كه قطع آن ممنوع است. حيات و
پويايي اين گونه ارزشمند جنگلي نيازمند عزم ملي و مشاركتي همه طبيعت دوستان مي
باشد. بيائيم براي حفاظت و حمايت از اين گونه زيباي هميشه سبز جنگلهايمان همه با
هم بكوشيم .
مرگ طلای سبز
مرگ طلای سبز
جنگل های شمال ایران که باقیمانده دوران سوم زمین شناسی است
در گرو حفظ و حمایت از آن می باشد .
هر پنج سال ، یک میلیون هکتار از سطح جنگل ها و مراتع کشور
تخریب می شود ، آیا وقت آن نرسیده که ویرانه شدن محیط زیست کشورمان را باور کنیم ؟
و در پی یافتن راه حل جدیدی برای نجات آن باشیم ؟
بر اساس آمارها ، یک دهم فرسایش خاک های جهان مربوط به
ایران است و اگر روند تخریب خاک در کشور به همین شکل ادامه یابد ، 30 سال آینده
تمام زمین های حاصلخیز نابود خواهد شد.
سالانه یک و نیم میلیون هکتار از خاک های مرغوب ایران به
بیابان تبدیل می شود در صورتی که برای ایجاد یک سانتی متر از قشر خاک کشاورزی 700
سال زمان لازم است .
طبق آمارهای رسمی در هر ثانیه 360 متر مربع و در هر پنج سال
یک میلیون هکتار از سطح جنگل ها و مراتع کشور تخریب می شود و وسعت هشت میلیون
هکتار آن ، به 4412 میلیون هکتار کاهش یافته است .
بر اساس معیارهای جهانی چنانچه سطح جنگل های یک کشور کمتر
از 25 درصد خاک آن باشد وضعیت محیط زیست در آن کشور بحرانی است، درحالی که سطح
پوشش جنگل و مرتع در ایران 775 درصد از مساحت کل کشور است .
وضعیت رودخانه ها و آبهای کشور نیز مطلوب نیست تا آنجا که
سفید رود
( ولگای ایران ) ، آلوده ترین رودخانه کشور از
نظر وجود سموم کشاورزی است و رودخانه های شمالی کشور در وضعیت بحرانی قرار دارند
که نشان از آلودگی شدید با ارزش ترین اکوسیستم آبی ایران یعنی حوزه دریای خزر است ،
علاوه بر آن شکار بی رویه حیوانات باعث شده جمعیت 25 درصد از گونه های پستانداران
و 11 درصد از گونه های پرندگان ایران روبه انقراض رود .
حفظ و حراست بدون تردید یکی از مهمترین عوامل جلوگیری
ازنابودی وتخریب منابع طبیعی است ، امری که تا کنون از سوی دستگاههای مسئول و به
خصوص سازمان جنگل ها و مراتع و آبخیزداری و سازمان محیط زیست کمتر مورد توجه قرار
گرفته است .
روند تخریب منابع طبیعی و ارزشمند در ایران در حالی شد ت
گرفته که در ارتباط با این موضوع تا کنون برنامه جدی و سیاست خاصی از سوی د
ستگاههای متولی اتخاذ نشده است و با چنین روندی به نظر می رسد دیگر منابعی برای
نسل های آینده باقی نماند .
نتایج بررسی های کارشناسان سازمان بازرسی حاکی از آن است ،
که بی توجهی به منابع طبیعی آثار سوء و جبران ناپذیری را در پی دارد که زمینه
بیابانی شدن عرصه های منابع طبیعی ، تغییر اقلیم ، حفظ پوشش گیاهی و کاهش ذخیره
سفره های آب زیر زمینی ، افزایش آلودگی هوا و بروز مشکلات زیست محیطی ، احتمال
بروز سیلاب ، کاهش علوفه مرتعی وخسارت به صنعت دامداری کشور ، تهدید حیات وحش ،
گسترش پدیده زمین خواری ، تحمیل هزینه های سنگین کارشناسی برای پیگیری دعاوی ، صرف
بخش قابل توجه ای از نیرو و وقت محاکم و دستگاههای اجرایی برای پیگیری موضوعات
مربوط را به دنبال دارد.
از دیگر عوامل تخریب خاک و در پی آن ، تخریب جنگل ، تجاوز
به جنگل ها و قاچاق چوب ، شخم در جهت شیب ، تخریب مراتع بالا دست و بارش باران های
شدید و ... می باشد .
حداقل عمق خاک جنگل 60 سانتی متر است و اگر از این حد کمتر
باشد می توان گفت که جنگل مخروبه و غیر قابل احیا است که نمونه آن حسن آباد چالوس
است .
از بین رفتن خاک در جنگل زربین حسن آباد چالوس به قدری است
که هنگام گذشتن از این منطقه سنگ بستر
سفید رنگ پیدا شده است و می توان گفت که چنین جنگلی حتی بعد از هزاران سال احیا
نمی شود .
از دیگر تغییرات طبیعی تآثیر گذار در جنگل می توان : باد ،
طوفان ،برف ، یخبندان سرمای دیرس و زود رس را نام برد که ممکن است به چرخه زیست
طبیعت آسیب وارد کند .
جنگل زربین حسن آباد چالوس تا حد غیر قابل احیا تخریب شده
است ولی باید به دیگر مناطق شمالی نیز توجه کرد .
مشکل اصلی درشمال کشور، توسعه نیافتگی است که عاملی برای
افزایش تخریب جنگل شده است در جنگل های 8/1 میلیون هکتاری شمال 80 گونه درختی و 50
گونه درختچه ای وجود دارد .
جنگل های شمال به جنگل های هیرکانی یا خزری معروف است که 15
درصد سطح جنگل های کشور و 1/1 درصد مساحت کل کشور را شامل می شود .
در انتظار جشن بزرگ آگاهی مردم از استفاده بهینه این
کارخانه عظیم اکسیژن
انواع
مرتع بر اساس نحوه ی رويش و استقرار گياه:
مراتع بر حسب اینکه گياه در آن ها به طور طبيعى روئیده یا
استقرار يافته باشد یا انسان در کاشت آن دخالت داشته باشد، به دو دسته ی مراتع
طبيعى و مراتع مصنوعی طبقه بندى مي شوند. پسچر زمين هاي زراعتي و گياهان روييده در
زمينهاي آيش نيز نوعي مرتع هستند.
مرتع طبيعى
مرتع طبيعى زمينى است که به صورت طبيعى پوشیده از گیاهان
علوفه ای و غيرعلوفه ای و خودرو باشد.
مرتع مصنوعی
مرتع مصنوعی زمينى است که هر سال یا هر چند سال یکبار با تجدد
کشت از آن بهره بردارى می شود. مرتع مصنوعی ممکن است به شکل چراگاه یا به صورت کشت
کارى مورد بهره بردارى قرار گیرد. مراتع مصنوعي را بر اساس چگونگي بهره برداري به
اشكال زير تقسيم بندي مي كنند:
چراگاه: زميني است كه تحت عوامل
زراعتي كشت و محصول آن مستقيماً مورد چراي دام واقع شود.
كشتزار: به
زميني اطلاق مي شود كه تحت عوامل زراعتي كشت مي شود و محصول آن پس از برداشت به
مصرف خوراك دام مي رسد.
كشتزار چراگاه: زميني
است كه به صورت منظم پس از هر چين، دام در آن چرا مي كند.
چراگاه كشتزار: زمين
كشت شده اي است كه پس از چراي دام با اجراي عملياتي نظير كود دادن و آبياري از آن
محصول برداشت مي شود.
انواع مرتع بر اساس نوع پوشش گياهى:
بر این اساس که در مرتع درخت یا درختچه وجود داشته باشد یا
نه، مرتع را به دو دسته ی: مرتع مشجر، مرتع غيرمشجر تقسیم می کنند.
مرتع مشجر
در اين نوع مرتع، انواع درختان خودرو به صورت پراکنده وجود
دارد و گیاهان مرتعى در ميان درختان روئیده اند. مانند جنگلهای غرب کشور واقع در
رشته کوههای زاگرس.
بديهى است که در جنگلهای انبوه به دلیل نرسیدن نور کافی،
امکان رويش گیاهان مرتعى نيست ولی در همين جنگلها قطعات کم درختی نیز يافت می شود
که دامداران از آن به عنوان مرتع استفاده مي کنند گاوسراهائى که در جنگلهای شمال
کشور هستند در چنين مکان هائى شکل گرفته اند. اصطلاحاً مرتع دارای درخت و درختچه،
مرتع مشجر ناميده می شود. در شرایط و ضوابط که براساس قانون براى بهره بردارى صحیح
از مراتع تنظیم گردیده است، مرتع مشجر چنين تعریف شده است: اگر مرتع دارای درختان
جنگلی باشد مرتع مشجر ناميده مي شود مشروط بر آن که حجم درختان موجود در هر هکتار،
در شمال از حوزه آستارا تا حوزه گليداغى بيش از پنجاه متر مکعب و در ساير مناطق
بيش از بیست متر مکعب نباشد.
مرتع غيرمشجر
اين گونه مراتع دارای پوشش گياهى غيردرختى و غيردرختچه اى
هستند و از انواع گیاهان بوته اى و علفی یکساله و چندساله پوشیده اند. اين مراتع
را در بیشتر نواحی ایران می توان یافت و بیشتر مراتع کشور از اين نوع هستند.
انواع مرتع براساس فصل بهره بردارى:
مراتع قشلاقى:
به مرتع گرمسیری مرتع قشلاقى نيز گفته می شود اینگونه مراتع
که در مناطق گرم واقعند در فصلهای سرد سال به مدت ۵ تا ۷ ماه، مورد استفاده ی
دامهای عشایر و دامداران کوچنده قرار می گیرند. بعضی از دامداران خرده پا و
روستائيانى که جزء دامداران و عشایر کوچنده نيستند در تمام مدت سال حتی فصلهای گرم
سال دامهای خود را در مراتع گرمسیری نگه می دارند.
مراتع ييلاقى:
مرتع سردسیری یا ييلاقى در ارتفاعات نسبتاً زیاد قرار گرفته
است و بیشتر سطح اين مراتع در بهار و گاه تا اوايل تابستان پوشیده از برف است. به
همين دلیل در تابستان هواى خنک، رطوبت مناسب و علوفه ی تازه دارند. معمولاً
در روزهای آخر بهار و اوايل تابستان چراى دامها در مراتع سردسیر آغاز مي شود و تا
اواخر تابستان و اوايل پائیز که در اين مناطق هوا رو به سردی مي رود ادامه مي
يابد. دامداران محلی اين مناطق که دامهای خود را در زمستان به گرمسیر نمي فرستند
در روزهائى که پائيز و زمستان که هوا آفتابی است و امکان چراى دام در چند ساعت از
روز وجود دارد، دامها را به مرتع می برند تا از علوفه ی باقیمانده و آن قسمت از
سرشاخه های گیاهان مرتعى که از زیر برف بیرون مانده اند استفاده کنند. دامهای
عشایری سه تا چهار ماه از سال را در مراتع ييلاقى چرا مي کنند.
مراتع میانبند:
در اوايل بهار که در مراتع گرمسیری با گرم شدن تدریجی هوا
علوفه کمیاب مي شود، دامداران و عشایر کوچنده به مناطق مرتفع تر دارای هواى ملایم
و علوفه ی بهتر کوچ مي کنند و تا اواخر فصل بهار در اين مناطق باقی مي مانند. سپس
براى گذراندن تابستان به مناطق مرتفع تر می روند. در آخر تابستان و اوايل پائيز در
راه بازگشت، دامها دوباره به اين مراتع باز می گردند. به اين نوع مرتع، مرتع
میانبند یا مرتع بهاره پائيزه گفته مي شود. در بعضی از منابع آنها را مرتع بين راه
و حدفاصل نيز ناميده اند. دامهای عشایر کوچنده معمولاً يک تا دو ماه از سال از
مراتع میانبند استفاده مي کنند.
مرتع میانبند بر سر راه رفت و برگشت دامها به ييلاق و قشلاق
قرار دارد، بعضی از دامداران نيز که به دلایلی دسترسی به مراتع سردسیری ندارند در
فصل تابستان دامهایشان را در همين مراتع نگه می دارند، و دامهای روستائيان محلی
نيز در تمام مدت سال از اين مراتع استفاده مي کنند. مجموعه ی اين عوامل باعث شده
است تا اين مراتع مورد چراى مفرط واقع شوند و به شدت آسیب ببینند. میزان
تخریب در مراتع میانبند از دیگر مراتع شدیدتر است.
انواع مرتع براساس دامهای مصرف کننده:
هر يک از دامها بنابر طبیعت خود انواع خاصی از علوفه را مورد
استفاده قرار می دهد و به سخنى دیگر هر نوع دام، مرتعى را با ویژگی های زیر می
پسندد:
گاو: مراتع دارای علف های
بلند و چمنزار های مرطوب.
گوسفند: مراتع
دارای علف های کوتاه و نرم.
بز: مراتع
خشک درختچه اى و دارای خار و خاشاک.
شتر: مراتع
دارای بوته های خاردار و مراتع خشک بیابانی و کويري.
گاومیش: مراتع واقع در زمينهاى
باتلاقى و مرطوب و داراى گياهان آبي.
در ميان انواع مراتع قطعات وسیعی يافت مي شود که ویژگیهای یاد
شده در بالا را براى يک گونه دام دارند و بر اين پايه می توان آنها را به مراتع: گاوی،
گوسفندی، بزى و شتری و مراتع مناسب پرورش گاومیش طبقه بندى کرد.
انواع مرتع براساس توليد و مرغوبيت علوفه:
براساس ميزان توليد و مرغوبيت علوفه، مراتع را به درجه يك تا
پنج طبقه بندي مي كنند و در روشي ديگر، مراتع را به: عالي، خوب، متوسط، فقير، خيلي
فقير و غيربهره برداري تقسيم مي كنند. كه در ادامه به شرح آنها مي پردازيم.
1- مراتع عالي، خوب: پوشش گياهي اين مراتع
براي چراي دام ها مناسب و كافي بوده و قسمت عمده ی پوشش گياهي اين مراتع را گياهان
مرغوب و خوش خوراك مرتعي تشكيل مي دهد.
2- مراتع متوسط: پوشش
گياهي اين مراتع مناسب نيست و فقط براي چراي تعداد كمي از دام ها كفاف مي دهد،
زمينهاي اين مراتع براي تخريب شدن آمادگي بيشتري دارند و به همين دليل بايد با
برنامه ريزي دقيق به احياء و تقويت اين مراتع كمك كرد.
3- مراتع ضعيف و نا مرغوب: پوشش
گياهي زمينهاي اين مراتع خيلي كم است و اكثر گياهاني كه در اين زمينها مي رويند
براي دام ها غير قابل مصرف است.
انواع مراتع بر اساس عوارض طبيعي يا شكل زمين:
مراتع كوهستاني:به مراتعي كه در ارتفاعات واقع شده
اند و به علت خنكي هوا و ميزان بارندگي داراي علوفه با كيفيت بالا هستند و اغلب به
عنوان مراتع ييلاقي مورد استفاده قرار مي گيرند.
مراتع دشتي:در مناطق پست تر نسبت به مراتع
كوهستاني واقع شده اند و اغلب در زمستان مورد چراي احشام قرار مي گيرند.