جنگل‌ يا مرتع‌ يا بيشه‌ طبيعي‌ عبارت‌ از جنگل‌ يا مرتع‌ يا بيشه‌اي‌ است‌ كه‌ به‌ وسيله‌ اشخاص‌ايجاد نشده‌ باشد.

·         ( تعريف سازمان جنگلها و مراتع):  مرتع زمینی است با پوشش طبیعی که مستعد زراعت یا تولید چوب نیست در عوض می‌توان از آن برای چرای دام، آبخیزداری، پرورش حیات وحش یا تفرجگاه استفاده کرد.

·         (كتاب مرتعداري ، دکتر هاي کريمي 1369 ) به اراضي داير يا باير اطلاق مي شود که رستني ها در آن به حالت طبيعي، رشد نموده، ميزان بارندگي آن منطقه نسبتاً کم باشد و به وسيله حيوانات اهلي و شکاري و وحشي مورد چرا واقع گردد و هيچ عاملي آنرا محدود ننمايد.

·         انجمن مرتعداري ايران با برگزاري جلسات متعدد با حضور كارشناسان بخشهاي آموزشي، تحقيقاتي و اجرائي تعريف زير را ارائه كرده است،
مرتع زميني است اعم از كوه، دامنه،
  يا زميني مسطح با پوشش نباتات طبيعي و يا اصلاح شده كه پوشش گياهي آن غالبا علفي، بوته اي، درختچه اي و يا به صورت درخت پراكنده بوده به عنوان منبع توليد غذا براي دام و حيات وحش و يا ساير مواهب طبيعي مورد استفاده قرار مي گيرد.

·         تبصره 1: مواهب طبيعي عبارتند از:
1. حفظ خاك
2. ذخيره آب
3. تلطيف هوا
4. گردشگري
5. حفظ ذخاير ژنتيكي
6. زيستگاه حيات وحش
7. محصولات غيرعلوفه اي (غذايي، صنعتي و دارويي)

·         چراگاه (pasture) چیست ؟

·         شامل اراضی است که معمولاً پوشش آن اصلاح شده و غالباً آبیاری می‌شود. به اراضی و قطعات مراتع در مناطق مرطوب نیز می‌توان چراگاه اطلاق نمود.

·         ·          

·         مرتعداري چيست:

·         عبارت است از اداره اکوسیستم مرتع به منظور استفاده بهینه از منابع و تولیدات و سرویس‌های آن با تأکید بر حفاظت آب و خاک و سرانجام محیط ‌زیست.

·         مرتعداري :
علمي است که با استفاه از گياهان طبيعي جهت تعليف و چرانيدن دام همراه با جلوگيري از اثرات سوء نسبت به ساير منابع از جمله زمين و جامعه نباتي بوده و موجب حفظ و نگهداري اين جامعه مي گردد. بنابراين حفظ و حراست کلي مراتع را چه از نظر زراعي و چه از لحاظ نگهداري مرتع داري مي نامند

·         شيدائي (1375) در فرهنگ مرتع مرتعداري را در مقابل واژه (Range management) قرار داده تعريف زير را ارائه نمود،
مرتعداري دانشي است در طرح و هدايت مصارف مرتع جهت تداوم توليد حداكثر علوفه و محصولات دامي كه در شرايط محيطي معيني امكان پذير است. مشروط بر آنكه به حفظ و اصلاح ساير منابع طبيعي شامل آب و خاك و حيات وحش كوچكترين خللي وارد نيايد.

·         ساير تعاريف ارائه شده عبارتند از:
مرتعداري عبارتست از اداره يك منبع قابل تجديد به منظور دستيابي به تركيب بهينه اي از توليداتي نظير توليد محصولات دامي، توليد گياهان دارويي، ايجاد مناطق تفرجي، توليد گياهان صنعتي، حفاظت خاك، حيات وحش و شكار و
( مصداقي، منصور، 1374، مرتعداري ايران. ص 10).

·         هدي  (1975)Heady در كتاب مديريت مراتع: مرتعداري را عبارت از نظام اداره زمين در چهارچوب مشخصه هاي دانشي تحت عنوان علم مرتع دانسته است.

·         استودارت، اسميت و باكس Stoddart, L.A., A.D. Smith, and T.W. Box.(1975) در كتاب مديرت مرتع، تعريف زير را ارائه كرده اند.  مرتعداري علم و هنري براي ايجاد تناسب بين استفاده هاي حاصل از مرتع كه مورد توجه و نياز جامعه مي باشد از طريق اداره اكوسيستم مرتع مي دانند.

·         والنتين Vallentin(1971): مرتعداري را علم و هنر برنامه ريزي و مديريت مرتع به منظور بدست آوردن حداكثر محصول دامي با حفظ دوام منابع طبيعي مي داند.

·         كوك Cook (1983): مرتعداري را تجزيه و تحليل و بكارگيري اطلاعات مربوط به ساختمان و اعمال اكوسيستم مرتعي تعريف نموده است.

·         در تعريف مقدم (1377)، مرتعداري عبارتست از اداره اكوسيستم مرتع به منظور بدست آوردن استفاده بهينه از منابع و توليدات و سرويسهاي آن با تاكيد بر حفاظت آب و خاك و سرانجام محيط زيست (مقدم، محمدرضا، 1377، مرتع و مرتعداري، 7).

·